Shape

روز نوشت‌ها

تجربیات فردی من در سال ۱۴۰۰

کوچک‌تر که بودم همیشه منتظر سال جدید می ماندم که اوضاع را بهتر کند و فکر می‌کردم که حالا اگر لحظه تحویل سال از ته

آهنگ‌هایی برای شنیدن و نوشتن

چند ماهی هست که حسن چنگیزی عزیر تقریبا هر روز برای من یک موسیقی بی‌کلام می‌فرستد. من امروز به این فکر افتادم که آن‌ها را

روشی برای محدود کردن خودم

من بعد از حدود یک سال  تازه متوجه شدم که در برخی از موضوعات توانایی کنترل و محدود سازی خودم را ندارم  و روش‌های وقت

یک روز برای خودم

همیشه کارهایی هست که من دوست دارم تنهایی انجام بدهم ولی وقت برای آنها انگار هیچ گاه به وجود نمی آید من همیشه آرزو دارم

لیستی از روشهای وقت تلف کردن من

وقتی به گذشت یک روز خودم نگاه میکنم با اینکه بعضی ساعات خیلی انرژی دارم ولی گاهی از انجام کارهای اصلی و مهم تعلل میکنم

یک روز بدون ساعت

امروز صبح باتری ساعت دیواری ما خوابید و ساعت روی ۸:۲۳ دقیقه متوقف شد. من خیلی عادت دارم به ساعت نگاه کنم و بعضی وقت

لیست کمالگرایی های من

امروز بعد از یک ماه دوره برا نیروهای درونی غلبه کردم و شروع به نوشتن و منتشر کردن در سایتم کردم این چند هفته گذشته

فکرهایی با خودم (۲)

این که من الان بعد از گذشت سالها تجربه کار و کسب تخصص هنوز هم در تولید یک محصول و یا کسب درآمد از سایتم

پنهان ‌کاری های کشنده

در کودکی در خانواده‌ی ما همیشه حرفایی بود که می بایست پنهان می‌شدند و نزد فامیل بازگو نمی‌شدند؛ بعدها مشخص شد این سطح پنهانکاری مثلا

دوستان محتوایی من

خیلی وقته که میخواهم مثل همه لیست دوستان در وب سایتم داشته باشم و امروز میخوام دوستان محتواییم و حس و تجربه ای که باهاشون

من این طوری می نویسم

فک کردن به این که چی بنویسیم گاهی خودش جلو گیری میکنه از نوشتن و من همشیه دچار وسواس میشم که این موضوع خوبه یا

باتلاق‌های کسب و کار

خیلی وقت‌ها که به گذشته کاری خودم که  نگاه می‌کنم می‌بینم اگر آن سال با آن گروه یا شرکت همکاریم را قطع نکرده بودم قطعا

وقتی به صدای خودم گوش کردم

من تا همین یک سال گذشته خیلی برام سخت بود که یک یک پیام صوتی بفرستم و حتی به راحتی نمیتوستم در یک گروه تلگرامی 

مقاومت سه پایه‌ای

من خیلی وقت هست که میخوام از خودم ویدئو بگیرم امروز نشستم بررسی کردم که چرا این اتفاق هنوز نیفتاده دیدم من مقاومت و کمالگرایی

کارت ساعت زنی + پادکست

در حوالی تابستان سال ۱۳۸۷ بود که من حدود ۲۶ سال داشتم و تازه ازدواج کرده بودم  که با معرفی یکی از دوستانم  به عنوان

هنر باحال بودن + یک ویدئو جالب

وقتی صحبت از روش‌های فروش و افزایش مشتری می‌شود  همیشه راههای کلیشه ارایه می‌شود و همه، آنها را انجام می‌دهند ولی مخاطب باهوشی که می‌خواهد

پایداری در سرعت بالا

امروز خیلی با خودم کلنجار رفتم که روزانه نویسی سایت را شروع کنم.  ولی با وجود چند عنوانی که در ذهنم و کاغذهای یادداشتم بود

دلیل کلافگی ‌من

من اغلب، صبح ها برای بیدار شدن ساعت کوک نمی‌کنم و فقط ساعت خوابیدنم را مدیریت می‌کنم هر شب سعی می‌کنم از ساعت ۱۰ به

نوشته های من برای  کسی مگر جالب است!

وقتی صحبت از تولید محتوا می‌شود اولین نکته هایی که مورد توجه قرار می‌گیرد تعداد کلمات و سرفصل‌ها و بخشهای محتوای تولیدی هست .ولی نظر

وقتی که در لیست نیستی

دوران ما مدرسه راهنمایی از اول مهر تا اواسط آبان معلم ها طبق برنامه سال گذشته کلاس ها را شروع میکردند و تازه ۱۵ آبان

قرارداد با خودم [۱]

    دیروز من اولین پست در صفحه اینستاگرام کاری خودم ارسال کردم . خیلی با خودم کلنجار رفتم تا این صفحه را بسازم و

تلاش‌هایی برای دیدن فیلم

شاید برای شما عجب باشد که من برای دیدن یک فیلم در هفته باید برنامه ریزی کنم ولی وقتی کسب و کار آنلاین داشته باشی

چراهای من

امروز که از در راه برگشت از خانه بودم به چراهای خودم فکر می‌کردم چرا خیلی کارهای کوچک را اهمالکاری میکنم و بعد از مدتی

شنبه های سخت محتوایی

من در این سه هفته ای که شروع به  نوشتن روز نوشت در سایتم کردم بازخوردهای خیلی خوبی گرفتم و در گروه های پشتیبانی وب

مقاومت بر به‌روز بودن

من اغلب وقتی با یک نرم افزار یا اپلیکیشن کار میکنم و کارم را راه میاندازد نسبت به تغییر و یا به روز رسانی آن

من بلد نیستم

من هم قبلا وقتی یک نکته یا جمله معرفی یا حتی فیلم آموزشی میدیدم سریع به خودم می‌گفتم من که بلدم این ها را صد

میز کار من

امروز فکر میکردم چرا من  نتونم یک شرکت طراحی سایت داشته باشم با چند نیروی خوب که کارهایی را سریع تر و بهتر جلو ببرم.

ایده هایی که اجرا نشد…

من همیشه وقتی یک پروژه طراحی سایت را شروع میکنم خیلی ایده برای آن شرکت یا فروشگاه اینترنتی دارم که که از اول ارایه می‌دهم

بی موضوع

گاهی وقت ها که موضوعی برای نوشتن پست پیدا نمی‌کنم و یا تیترهایی که قبلا به ذهم رسیده بود و گوشه ای یاداشت کرده ام

تکنولوژی فقط ۴۹ درصد !!

برام خیلی جالبه که چرا بعضی اینقدر اسیر تکنولوژی هست و براشون مهمه که جدید ترین و به روز ترین مدل فلان لپ تاپ و

طولانی بخوانم تا طولانی‌تر بنویسم

امروز همین طور که داشتم ایستاگرام را مرور میکردم دقت کردم که من اصلا  حوصله خواندن کپشن های طولانی را ندارم و بیشتر و انگار کلا من

کارهای ماوسی (با موس ????)

امروز یکی از دوستان نازنین به من گله کرد که چرا در جواب بعضی از صحبتها در چت‌ها فقط چند اموجی مثلا گل یا دست (????????????) میفرستی!!

پول برای من حس خوب می خرد.

خیلی وقت‌ها که حس و انرژی بالایی دارم به خودم میگم اگر پول نداشتی باز هم حالت به این این خوبی بود !؟ بعد به

کیبورد که بهانه این پست شد

در حدود سال ۱۳۹۰ بود که من  شوق ذوق تجربه وسایل جدید الکترونیکی را داشتم و رفتم یک کیبورد و موس بی سیم مشکی مارک