روزی که تولدم نیست!

راستش بخواهید من شناسنامه ام دست کاری شده و یعنی از اول تاریخ تولدم به لطف دایی رضای عزیزم که کارمند اسبق اداره ثبت احوال بود از آذر ماه به شهریور ماه منتقل شده که من یک سال زودتر مدرسه بروم و در زندگی جلو بی افتم .

من تمام این تلاش های را به فال نیک گرفتم و هیچ گله ای ندارم که اگر زودتر به مدرسه نمیرفتم الان فلان بود و نبود . چون این هم از عهده اختیارات من خارج بود.

خوب بگذریم از تبعات این کار آینده‌نگرانه این هست که هر سال در این روز همه بانکها و اپراتورها پیام تبریک برام من میفرستن  و من لبخندی به لبم می آید ولی امسال کمی متفاوت بود.

امروز اول صبح  دیدم ابوالفضل رحیمی پیام داد که امروز میای فروشگاه سلام من هم گفتم اره شاید بیام . حوالی ساعت دو ظهر دیدم تماس گرفت گفت کجایی پس بابا! من با تعجب گفتم وقت شناس شدی حالا میام گفت زود باش من می‌خوام برم بیا برای سایت جلسه داریم .

خلاصه حدود ساعت دو نیم رسیدم  فروشگاه صنایع دستی سلام حال و احوال کردیم و رفتم سایت را در مانیتور لمسی بزرگی که در فروشگاه بود بررسی کنیم . در حال بررسی بودم که یهو از صدای بچه ها که می‌گفتند تولدت مبارک به خودم آمدم .

 

واقعا سوپرایز شدم و کاملا غافلگیرکننده بود برام.

2 پاسخ

  1. چقدر عالی
    سلام تولد شناسنامه‌تون مبارک باشه.
    خیلی خوبه نوشتن شما.
    سایت سلام هم قشنگ طراحی شده انقدر که دلم می‌خواد برای هدیه از این به بعد از همینجا خرید کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.