من این طوری می نویسم

فک کردن به این که چی بنویسیم گاهی خودش جلو گیری میکنه از نوشتن و من همشیه دچار وسواس میشم که این موضوع خوبه یا نه .

 

ولی همیشه به محض این که ایده ای به ذهنم میاد میام سایت را باز میکنم و شروع میکنم نوشتن آن ایده. (اصلا دلم نمی خواهد آخر جمله ام حتما فعل باشه)

 

من اغلب عنوان نوشته را آخر نوشتن متن اصلی انتخاب میکنم و سعی میکنم حول محور ایده ذهنی خودم شروع کنم به تخلیه افکارم .

خلاصه امشب از با یک جرقه که بیتا کیهانی در ذهن من ایجاد کرد از روش نوشتن خودم برای شما گفتم

 

من هم سال‌ها فقط یک طراح سایت بودم. از همان آدم‌هایی که شنیده‌اید، که فکر می‌کنند خیلی کارهای مهمی می‌کنند، و هیچ‌گاه وقت برای جواب دادن دادن پیام و یا تلفن ندارند و هر وقت از آنها سوالی می‌کنی طوری عاقل اندر سفیهانه جواب میدهند که سوال بعدی را نکنی.

4 پاسخ

  1. فکر کردن به اینکه چی بنویسیم برای من هم نوشتن رو سخت میکنه؛هرچند که گاهی گول میخورم و به در بسته.
    بی خیال فکر کردن میشم و شروع میکنم به نوشتن.اونوقت کلمه ها خودشون سرجاهاشون میشینن.
    و این شیرینترین حال ممکن میشه.

    1. بله دقیقا همیشه بدون فکر کرده خوبه
      چون خود فکر کردن ممکنه مقاومت ذهنی بیاره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *